جمال رضايى

197

بيرجندنامه ( فارسى )

كرده بودند كه به مرور زمان صيقلى شده بود . اين « جو » ديگر وجود ندارد . 2 - 3 - 8 - جوى ته ده ( جو تا دا ju ta de ) : در جنوب بخش غربى و پايانى « پاياب » پايين شهر يك « حوض سرپوشيده وجود داشت كه به آن « پستو » مىگفتند و معمولا مردها و جوانان از آن براى آب‌تنى استفاده مىكردند . آب قنات « كوشه » از پاياب كه مىگذشت به اين پستو وارد مىشد و از ميان آن حوض مىگذشت و از آنجا به رختشوخانهء بزرگ و درازى كه در جنوب « پستو » بود وارد مىشد و از درازناى آن مىگذشت . در دو كنارهء گذرگاه آب در اين رختشوخانه هم سنگهايى تخت نصب شده بود كه لباس‌ها را بر روى آن‌ها مىكوبيدند و مىشستند . به اين رختشوخانه كه گاهى دختران كوچك و يا نوجوان در آن آب‌تنى هم مىكردند « 1 » « جوى ته ده » ( جو تادا ju ta de ) مىگفتند . اين جو فعلا تعطيل و در آن بسته است . 4 - 8 - كل‌ها : واژهء « كل » در گويش بيرجند به معنى « سوراخ » است كه در برخى گويشها « كت » فراگو مىشود . « كل » به هر نوع سوراخى - از سوراخ سوزن گرفته تا سوراخ ديوار و مار و موش و فرورفتگى زير بغل انسان و . . . گفته مىشود و با گسترش معنى به لانه ، آشيانه ، خانه و حتّى كوچه و محلّه هم اطلاق مىگردد « 2 » . يكى از معانى اين واژه گودى ، چال يا « كنده » ايست كه آب در آن جمع شود و به آن « كل اوّ kole ow » ( كل آب ) مىگويند و نيز به حوض يا جوى پهنى گفته مىشود كه در مسير نهر آبى احداث شده باشد و از آن براى برداشتن آب ، وضو گرفتن ، آب تنى ، شستن ظرف و جامه و . . . استفاده كنند . « كل » هايى كه آب از آن‌ها مىگذرد و يا در آن‌ها جمع مىشود اگر كوچك باشند همان « كل » و اگر كمى بزرگ باشند « كلقند kolqand » و اگر خيلى بزرگ باشند « كلگاه » ( كلگا kolga ) ناميده مىشوند . در بيرجند - در زمانى كه ما از آن سخن مىگوييم - شش « كل » كوچك و بزرگ - به معنى اخير آن - وجود داشت كه پنج‌تاى آنها در خود شهر و يكى در خارج آن واقع و به ترتيب از

--> ( 1 ) . در اين « جو » گاهى دختران خردسال و بسيار نوجوان - لخت يا با لباس - آب‌تنى مىكردند و هنگامى كه خود را به آب مىانداختند و به آب مىزدند اين بيت را مىخواندند : چنو ور اوّ زنم ك اوّ بدرّه * ميان دخترا پايوّ بدرّه conu var ow zanom ke ow bedarre - meyone doxtaro payow bedarre چنان بر آب بزنم كه آب بدرّد * ميان دختران پاياب بدرّد ( 2 ) . نك : محلّهء « كل‌كلاغان » . ص 86 و محلّهء « كل ده‌شاهيان » . ص 85 .